اول بسیار خوشحالم که جناب حسنی رای نیاورد
دوم خیلی نگرانم ،چون فردی که رای اول شده ،درصد پایینی در انارک رای آورده و این ممکنه که باعث بشه راه حسنی و امثالهم را در پیش بگیره
سوم امیدوارم حالا که جناب حسنی رای نیاورده، لااقل لوله های تو مسیر انارک دوباره غیبشون نزنه !!!
دوستان عزیز
با توجه به راه اندازی صفحه Facebook نیماشم با نام "نیماشم انارک" ، مدت زمان زیادی است که وبلاگ را بروز رسانی نکرده ایم.
به همین دلیل در صورتی که تمایل به دریافت جدیدترین مطالب می باشید ، خواهشمندم در صفحه مذکور به ما بپیوندید .
چهل سال پیش این سرویس که یک مینی بوس کوچک بود ، توسط شخصی به نام مرتضی راه اندازی شد
اینکه این سرویس (با وجود تعداد انگشت شمار مسافرین ) هنوز به کار خودش ادامه می ده واقعا جای قدردانی داره به خصوص از راننده فعلی اون یعنی آقای "محمد محمدی "که همه ما ایشون را با نام "محمد استاد رضا" می شناسیم
پیشنهاد می کنم اگر گاهی می خواهید به انارک برید و امکانش براتون هست ، به جای خودروی شخصی از این سرویس استفاده کنید .
خدای را سپاس که باران رحمتش را بار دیگر بر لبان تشنه کویر فرو فرستاد/ همین/

چه گداری چه راه پر پیچی خوش خط و خال ،عینهو كج مار
جاده لغزنده بود و پـر آسیب نیمه شب بود و چشم ها بـیدار
باز در پــیچ و تاب این معبــر یك چنین رویــداد شد تكــرار
كار بــر گله دار و بــرزیــگر شد همانــند دیگــران دشــوار
بار ها گفته شد كه این معبر كاستی دارد و خطــر ، بسیار
همه گفتند از صغیــر و كبیـر بـــه وكــیل و وزیــر، با اصــرار
پیش از آنی كه جاده باز شود كــه بــود كارشان مصــیبت بار
صافــی دشت را رهــا كردند بـــر گـــزیــدنــد دامـن كــهسار
آخر ای عاقلان چه می شد اگر ره بــر گشت بـــود از " پـتیار"
تا اگــر مشكلی پــدیــد آیــد نشــود بستــه راه ِ لا كــردار
ای خـداوند قــادر مــتعال زیــن معما حــجاب را بــردار
گر شود راه بــسته نیمه ی شب چه كند پاشكسته ی بیمار
به كجا سر زند در این دل شب چقـدر كار او بــود دشــوار
نه در این راه، راهداری هست نه چراغی نه خانه ای نه حصار
ما كه در كار خویش واماندیم وقـنا ربــنا عــذاب الــنار
استاد محمدعلی ابراهیمی انارکی (وبلاگ کویر انارک)
وقتی به پشت بام بالاخانه اشان رسید به افق خیره شد .
فرزندانش از داخل حیاط او را نظاره می کردند . چند دقیقه ای ایستاد و چشمش در افق و آیینه در حال سیر بود .
ناگهان چشمانش برقی زد و زیر لب شروع به ذکر وصلوات کرد . همسرش آن مهربان ترین یارش را با فریاد "خانم ، خانم " به شهادت آنچه دیده بود به پشت بام فراخواند .
لحظاتی بعد که پایین آمد ،به سمت میکروفونی که بلندگوی آنرا بالای منزلش نصب کرده بود رفت .
پیش خوانی اذان وسپس "الله اکبر - الله اکبر ...." اذان مغرب را گفت .
همسایگان و همشهریانش گوش به بلندگوی او داده بودند .شب 29 ماه رمضان بود .
همه منتظر بودند و گوش به زنگ . مردم انارک آنروزها یوم الشک نداشتند چون از پیرمرد مطمئن بودند .
به هم می گفتند " کرمعلی امشب به پشت بام رفته ، با آیینه و قرآن" همه می دانستند معنی آن چیست .
اذان که تمام شد با این جمله شادی را به خانه ها برد:
"اهالی محترم انارک ، ما ماه را دیدیم ، فردا عید فطر است"
روحش شاد و یادش گرامی باد.
عید شما هم مبارک
اگر مایلید در این شبکه به ما بپیوندید (ما را با نام "نیماشم انارک" جستجو کنید)
در سفری كه آخرین بار به انارك داشتم خوشبختانه تعداد زیادی لوله (همون لوله های 4 سال پیش احتمالا !!) در كنار جاده نایین به انارك قرار داده شده بود كه بنده همانجا خدا را شكر نمودم كه حداقل بعد از 4 سال لوله ها پیدا شد . حالا آب به انارك نرسید مهم نیست ولی لوله هایی كه گم شده بود پیدا شد.
روزی كه من از انارك بر می گشتم كارگری را در مسیر در حال انجام كار ندیدم (روز تعطیلات شعبانیه) اما امیدوارم كارگران عزیزی كه احتمالا برای نصب این لوله ها كار می كنند ضمن تلاش بیشتر تا قبل از رسیدن انتخابات این لوله هارا زیر زمین كنند تا دو باره لوله ها آب!! نشدند . با تشكر و خسته نباشید :از طرف "نیماشم"
در داستانهای قدیمی آورده اند که، روزی خداوند فرشته ای از فرشتگان بارگاه خویش را به زمین فرستاد و گفت در هر قاره ای، یکی از بندگان را بیاب و هر آنچه میخواهد مستجاب کن.
فرشته نخست بار بر کالیفرنیای آمریکا فرود آمد. مردی را دید که در خیابان قدم میزند. گفت ای مرد، حاجت چه داری تا روا کنم از برای تو؟ مرد گفت: خانه ای بزرگ میخواهم. ماشینی بسیار بزرگ و مقدار زیادی پول. آنقدر که هر چه خرج کنم به پایان نرسد…
خواسته مرد مستجاب شد.
فرشته بر سر اروپا چرخی زد و بر روی پاریس فرود آمد. زنی را پیدا کرد. آرزوی زن را پرسید. زن گفت: مردی میخواهم زیبا رو. و لباسی که هیچ زنی تا کنون نپوشیده باشد. و عطری که هیچ انسانی تا کنون نبوییده باشد…
خواسته زن مستجاب شد.
فرشته به قاره آسیا روان شد و از قضا در میانه یکی از کویرهای ایران فرود آمد. مردی را دید نشسته در کپر خود. تنها و بی کس. پرسید: ای مرد چه میخواهی از من؟
مرد گفت: آرزویی ندارم. من به آنچه دارم راضیم.
فرشته به حال او غصه خورد. ساعتی آنجا ماند و دوباره پرسید: مرد! آرزویی بکن! مرد گفت: راضیم و چیزی نمیخواهم. هر چه فکر میکنم چیز خاصی به ذهنم نمیرسد.
فرشته ناامیدانه پرگشود. اما در آخرین لحظات مرد گفت: برگرد. صبر کن!
فرشته خوشحال شد و گفت: آرزویی به خاطرت آمد؟ گفت: بله! کمی
آن طرف تر، پیرمردی دیگر است که در کپر خود نشسته و یک بز هم دارد
برای من سخت است که او بز داشته باشد و من نداشته باشم، سر راهت آن بز را خفه کن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در اردیبهشت ماه ایشان به خور سفری داشته اند و ظاهرا در خرداد هم قرار بوده در ایراج باشند که برنامه سخنرانی به دلیل تداخل برنامه ها!ی ایشان لغو شده .
احتمالا قدوم مبارکشان بزودی به انارک هم می رسد . ان شاءالله
که بستم دل به صحرای انارک
ز خشکی زمین و زور خورشید
نمانده خار هم اندر انارک
ز کبک و تیهویش ردی نمانده
به مسلخ رفته آهوی انارک
ز گور و میش و قوچش جای پایی است
دگر سبزی نمانده در انارک
به مزرا می روی خشک است و بی آب
ندیدست کس چنین اندر انارک
انار ،انجیر و توتش خاطرات است
چه خوش بود آن زمان باغ انارک
به یاد شب ،ستاره ،باد ، مهتاب
به یاد پشت بام های انارک
اگر راهی شدی سوی دیارم
رسان از ما سلامی بر انارک
حقیقت تلخ و گفتن ناتمام است
به ویرانی رساندیمت انارک
با روی کار آمدن نیروهای جدید و فعال و سپرده شدن اداره امور شهر به منتخبین مردم در شوراها ، این احساس در ما تقویت شد و دغدغه ارسال خبرهای جدید از این دیار را در ما ایجاد نمود .
ایام سپری شد اما انگار مشکلات این شهر می بایست همیشه مشکلات بماند.
اختلافاتی که هرگز فروکش نکرده و نخواهد کرد .
انتقاد ناپذیری کسانی که خود را بزرگ این آبادی می دانند .
اختلافات شورایی ها .
عدم تحمل انارکیها در مناصب مختلف این شهر (از عواقب آن می توان به سپرده شدن مدیریت شهرداری انارک به دست غریبه ها اشاره نمود) .
و از این دست بسیار بسیار می توان گفت و نوشت .
درست است که سالهاست به ما وعده آب و گاز می دهند و خبری نیست.
درست است که نائینیها نمی گذارند امکانات دولتی از شهرشان بیرون بیاید و به ما برسد .
درست است که نمایندگان این منطقه همیشه نماینده نائین بوده اند و ما را فقط برای رای می شناختند و می شناسند.
اما نباید این را هم فراموش کنیم که اگر ما همه یکدل بودیم و با هم در یک راستا حرکت می کردیم ، اگر به نرمی آب هم بودیم ، می توانستیم از بزرگترین سدها و سنگها هم عبور کنیم اما به اینجا رسیده ایم که :
امروز دیگر انارکی در انارک نیست به جز تعدادی پیرمرد آفتاب نشین و پیرزن خانه نشین .
امروز دیگر هیچ انارکی در مناصب این شهر نیست جز در شورا که آنها نیز به انارک سر می زنند .
امروز روزی است که انارک در سراشیبی تند غروب به سر می برد ، بی ترمز.
و اگر بدین منوال بگذرد چند سالی دیگر نمانده که بگویند :"این خرابه ها روزی خانه انارکیها بوده"
و همه اینها جز به این علت نیست که :
از ماست که بر ماست
چند ماهی است که استاد ارجمند جناب آقای ابراهیمی وبلاگیرا راه اندازی نموده اند و از این طریق آثار و مقالات و اندیشه های خود را در خصوص انارک منتشر می نمایند.
امیدواریم این اقدام که با استقبال زیادی نیز مواجه شده ، سرآغازی بر ایجاد یک سایت جامع و کامل از آثار فرهنگی و ادبی انارکیها باشد .
ضمن تبریک و آرزوی موفقیت برای ایشان و همه فرهنگ دوستان
بالاخره کانون اصلی زلزله های اخیر انارک پیدا شد!
متاسفانه در زلزله اخیر که در منطقه جنوب دامغان رخ داد تعدادی از هموطنان ما جان خود را از دست دادند. این زلزله هشداری بسیار جدی برای حیات انارک می باشد چرا که بیش از 70 درصد بافت شهری دچار فرسودگی و قدمت بالاست و در صورت بروز حادثه ای مشابه تقریبا به طور کامل ویران خواهد شد .
شاید بازسازی بافت قدیمی بسیار هزینه بر باشد اما شاید بتوان با همکاری متخصصان این امر و با استحکام بخشی به خانه های قدیمی ،امنیت ساکنان آنها را افزایش داد .
طرح مسکن مهر که در اوایل حضور خود در انارک مورد توجه قرار گرفته و پس از چندی به فراموشی سپرده شده بود مجددا به جریان افتاده و افراد واجد شرایط تا 15 مرداد فرصت دارند مدارک خود را برای ثبت نام ارائه دهند.
بر اساس این طرح زمینهای (در نزدیکی کشتارگاه) مشخص شده به افراد اختصاص داده می شود و پس از تعیین پیمانکار مربوطه ، براساس وام 20 میلیونی مصوب این طرح، ساخت منازل آغاز می شود.
البته امیدوارم فکر تامین آب هم برای این منازل شده باشد!
تبلیغات 